تبلیغات
دین و علم - خواجه نصیر طوسى
" (امام حسن مجتبی (ع) : بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى. (تحف العقول ص 229 " پیامبر اكرم (ص)فرمود:«لو كان العقل رجلا لكان الحسن»«اگر قرار بود عقل به صورت انسانى مجسم شود، همانابه صورت حسن جلوه مى كند»
دین و علم
بسم الله الرحمن الرحیم
نگیرید خرده به حرفم که تو رؤیاهام می گم / پرچم یاحسن گنبد طلاش رو دوست دارم

 

 

نزدیك طلوع آفتاب روز سه شنبه یازدهم جمادى الاول سال 597 هجرى در شهر ((طوس)) از سرزمین خراسان كودكى بدنیا آمد، كه او را محمد نامگذارى كردند.
پدر محمد، وجیه الدین
((محمد بن حسن طوسى)) از عالمان فقیه و محدث شیعه بود، كه فرزند خود ((محمد)) را از همان دوران كودكى در دامان پر مهر خویش به پرورش......

خواجه نصیر طوسى

نزدیك طلوع آفتاب روز سه شنبه یازدهم جمادى الاول سال 597 هجرى در شهر ((طوس)) از سرزمین خراسان كودكى بدنیا آمد، كه او را محمد نامگذارى كردند.
پدر محمد، وجیه الدین
((محمد بن حسن طوسى)) از عالمان فقیه و محدث شیعه بود، كه فرزند خود ((محمد)) را از همان دوران كودكى در دامان پر مهر خویش به پرورش گرفت، قرآن كریم را به او آموخت و سپس او را به آموختن علوم صرف و نحو و حدیث و ادبیات و فقه وادار نمود.
محمد داراى استعداد سرشار، ذوق سلیم و پشتكار فوق العاده‏اى بود، بدین خاطر هنوز دوران جوانى خود را پشت سر مى‏گذاشت، كه در علوم حكمت و فلسفه و نجوم و ریاضى به مقام بلندى دست یافت، شهرت علمى او زبانزد مجامع فرهنگى گردید، و طولى نكشید كه به خاطر دانش فراوان و نظریه‏هاى علمى عمیق و دقیق، محمد را با لقبهاى: محقق طوى، استاد بشر، خواجه نصیر، عقل حادى عشر، و بالاخره معلم سوم نامیدند.
معلم اول حكیم بزرگ یونانى
((ارسطو)) متولد 322 و متوفاى 384 پیش از میلاد، و معلم دوم حكیم و فیلسوف مسلمان ((ابو نصر محمد فارابى)) متولد 260 در بغداد و متوفاى 339 هجرى در ((دمشق)) بود، و پس از گذشت بیش از دو قرن لقب معلم سوم به ((خواجه نصیر طوسى)) اختصاص داده شد.
محمد بن محمد معروف به خواجه نصیر طوسى، از دوران كودكى به آموختن علم و دانش پرداخت، نخست نزد پدر، بعد نزد دائى پدر خود
((نورالدین على بن محمد)) و سپس نزد دائى پدر خود ((نصیر الدین بن عبد الله حمزه)) در وطن خویش ((طوس)) ادبیات و مقدمات علوم فقه و حدیث را آموخت، آن گاه به ((نیشابور)) كه آن روز در میان شهرهاى اسلامى حوزه مهم علمى بود رهسپار گردید، تا به تحصیل خود ادامه دهد.
پدر خواجه نصیر، محمد بن حسن طوسى وصیت كرده بود:
در هر جا استادى سراغ داشتى به سوى او بشتاب و از وجودش استفاده كن.
خواجه نصیر در حوزه علمى نیشابور با تمام توان از فرصت استفاده كرد و از حضور دانشمندان بزرگ كتابهاى: اشارات و قانون از
((بوعلى سینا)) غنیه از ((ابن زهره)) و سایر كتابهاى مهم علمى را به خوبى فرا گرفت و طولى نكشید كه در علوم حكمت و فلسفه، طب، فقه، اصول، منطق، حدیث و ریاضى و بلكه در همه علوم زمان به مقامهاى بلندى دست یافت و سر آمد همه اقران و همدرسهاى خود گردید.
این را هم باید بدانیم، كه روزگارى كه خواجه نصیر در حوزه علمى نیشابور سرگرم تحصیل و فراگیرى علوم بود، حمله
((چنگیزخان مغول)) به شهرهاى مختلف ایران شروع شد، كشتار زیادى صورت گرفت، شهرها نا امن و غیر قابل ماندن گردید، و هر كسى براى حفظ جان خود به كوهها و شهرهاى دور دست پناه مى‏برد. شاید در همین زمان آشفته و خطرناك بود، كه ((ناصر الدین عبد الرحیم)) حاكم ((قهستان))- كه آن روز شامل سرزمینى بین یزد و خراسان مى‏شد- خواجه نصیر را نزد دعوت نمود تا هم جان او را از خطر حفظ كند و هم از علم و دانش عمیق و گسترده او استفاده ببرد.
خواجه نصیر پس از مدتى اقامت در
((قهستان)) بدرخواست ((علاء الدین محمد)) پادشاه اسماعیلیه به همراهى ((ناصر الدین)) به قلعه میمون دژ رفت، میزبان جدید مقام او را گرامى داشت و كتابخانه خود را در اختیار او قرار داد و ((خواجه)) هم از این فرصت مناسب به خوبى استفاده كرد و با تمام توان به تالیف و تصنیف و شرح كتابهاى: تحریرات ریاضى، شرح اشارات و اساس الاقتباس پرداخت. - مقدمه اساس الاقتباس، ص 15. ?
شهرت و عظمت درخشان علمى
((خواجه نصیر)) در سراسر ایران آن چنان فراگیر شد، كه فكر و اندیشه و علم و دانائى او براى همگان در همه مراحل مفید و كارگشا بود، به همین دلیل ((هلاكوخان)) به سال 654 كه مى‏خواست ((بغداد)) را فتح كند، خواجه را به عنوان یك مشاور مقتدر و شخصیت بلند پایه علمى به همراه خود برد.
پس از فتح بغداد، با توجه به اینكه خواجه نصیر حكیم و ریاضیدان بزرگ به امور رصدى و نجوم علاقه فراوانى داشت، هلاكو در سال 657 او را مامور ساختن رصدخانه‏اى در مراغه پایتخت مغول ساخت و خواجه با همكارى تعدادى از دانشمندان و مهندسان و منجمان و ریاضیدانان تاسیس رصدخانه معروف
((مراغه را شروع كردند.
خواجه نصیر در كنار این رصدخانه، كتابخانه مهمى بوجود آورد، كه طبق نوشته
((جرجى زیدان)) انباشته از كتاب بود و تعداد كتابهاى آن را چهارصد هزار جلد تشكیل مى داد و تعداد كتابهاى آن را چهارصد هزار جلد تشكیل مى‏داد، دانشمندان و منجمان براى مطالعه بدانجا مراجعه مى‏كردند، اوقاف و منابع مالى براى آن ترتیب داد، و این حكیم نابغه و بزرگ ایرانى، در آن سرزمین وحشت زده و تاریك توانست، فروغ علم و دانش را بر افروزد. - تاریخ آداب اللغة العربیة، ج 2، ص 245. ?
((بارون كارادوو)) دانشمند معروف درباره رصدخانه مراغه نوشته است: از رصدخانه این منجمان، جدول شناسائى سیارات بوجود آمد، كه به مناسبت خانهاى مغول آن را ((زیج ایلخانى)) نامگذارى كردند، و خواجه نصیر طوسى در مقدمه آن نوشته است: قصد داشته، كه جدول ستاره‏شناسى را پس از سى سال به پایان برساند، زیرا با گذشت این دوره از زمان است، كه همه سیاره‏ها حركت انتقالى خود را به پایان مى‏رسانند.
وسائل و آلات رصدخانه هم متعدد و بسیار زیبا بود، كه نصیر الدین چند تا از آنها را خود اختراع یا كامل كرده بود.
- متفكران اسلام، ج 1 و 2، ص 213. ?
آثار و كتابهاى این حكیم و نابغه بزرگ و این معلم سوم جهان بشریت، كه در قرن ششم و هفتم هجرى مى‏زیسته، عموما به زبان فارسى در زمینه علوم فلسفه، عرفان، منطق، ریاضى، كلام، نجوم، فقه، هیئت، اصول، تاریخ، جغرافیا، طب، اخلاق، و علوم طبیعى بالغ بر 180 رساله و اثر مى‏باشد، كه تعدادى از آن را كه این نوشتار ظرفیت دارد، نام مى‏بریم:
1- آداب المتعلمین.
2- اخلاق ناصرى، ترجمه
((طهارة الاعراق)) ابن مسكویه.
3- اوصاف الاشراف..
4- ترجمه
((ادب الصغیر)) ابن مقفع.
5- رساله اعتقادى.
6- آغاز و انجام جهان، درباره مبداء و معاد.
7- تجرید العقائد.
8- رساله امامت.
9- صلوات بر چهارده معصوم علیه السلام
10- اساس الاقتباس.
11- اقسام الحكمه.
12- تجرید منطق.
13- شرح اشارات بوعلى سینا.
14- تحریر كتاب ماخوذات هندسه
((ارشمیدس)).
15- تحریر اصول هندسه
((اقلیدس)).
16- تنسوخ نامه ایلخانى.
17- ترجمه
((مالك الممالك)) در زمینه جغرافیا.
خواجه نصیر الدین طوسى، اضافه بر جنبه‏هاى علمى، از لحاظ ایمان و عقیده و اخلاق و رفتار انسانى، یك الگوى بزرگ معنوى و یك مجسمه به تمام معناى انسانى بود، زاهد و ساده زیست و با درایت و سیاست عمیق و اصیل خویش در حمله مغول توانست با جلوگیرى از خونریزى جان افراد زیاد را از خطر مرگ نجات دهد.
اما این كوه علم و فضیلت به سال 672 هجرى، در سن 75 سال عمر سراسر خدمت و عزت، دوشنبه عید
((غدیر خم)) در بغداد زندگى را به درود گفت. جسدش را با تجلیل زیاد به شهر كاظمین علیه السلام منتقل كردند و در پائین پاى امام موسى بن جعفر علیه السلام و امام محمد تقى علیه السلام به خاك سپردند. - فوائد الرضویه، ص 604، مقدمه اساس الاقتباس، ص 17، تنسوخ نامه ایلخانى، ص 21، الكنى و الالقاب، ج 3، ص 218 هدیة الاحباب، ص 215، لغت نامه دهخدا، ج 48، ص 570. ?


موضوعات مرتبط : زندگی نامه ،
برچسب ها : زندگی نامه ،

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 | نویسنده : مصطفی فیلی شوهانی | نظرات ()

 
بسم الله الرحمن الرحیم
نگیرید خرده به حرفم که تو رؤیاهام می گم / پرچم یاحسن گنبد طلاش رو دوست دارم

:: مصطفی فیلی شوهانی

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساعت فلش مذهبی __________ حدیث موضوعی ------------ آیه قرآن ------------- اوقات شرعی ------------- پخش زنده حرم ------------ تاریخ روز --------- مهدویت امام زمان (عج) ------------ آیه قرآن

 

تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به دین و علم می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.

 

ذکر کاشف الکرب